دلنوشته تنهایی هایم

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


 

دلنوشته تنهایی هایم

“مرا از خود بیخود میکنی
تنهایی هایم را پر میکنی
لجوجانه این بودنت
بود و نبودم را به بازی می گیرد!
اما بعد به جای تکمیل من،
به جای نیمه گمشده من بودن
آن چنان میروی که خودم را نیز در تو جا بگذارم!؟
آخر این چه رسمی ست؟”

#زهرا_یگانه



Source link

دانلود رمان همنشین صخره ها | رمان ایران

دانلود رمان همنشین صخره ها


دانلود رمان همنشین صخره ها

دانلود رمان همنشین صخره ها

دانلود رمان همنشین صخره ها

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان، به رمان ایران، بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید، افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان  جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم، رمان  جدیدی که روبروی آن هستید رمان همنشین صخره ها  رمانی با ژانر  عاشقانه، اجتماعی و درام است.  رمان همنشین صخره ها که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم، توسط مهلا توانا (رویای من ) کاربر انجمن نگاه دانلود به نگارش درآمده است . همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان اجتماعی و دانلود رمان درام جستجو کنید.

زندگی ممکن است تلخ باشد، تلخ‌تر از زهر! فقط کافیست یک معجزه رخ دهد‌‌،

همان معجزه برای شیرین‌ شدن کافی است. قصه‌ی ما هم ممکن است تلخ باشد، برخلاف روتین این روز‌ها؛

اما حادثه‌ها همیشه تلخ نیستند، حادثه می‌تواند یک معجزه باشد. 
آرام، دختر قصه قدرت تکلمش را از دست داده و بنا به دلایلی با خانواده‌ی عمویش زندگی می‌کند؛ اما مجبور می‌شود آن‌جا را هم ترک کند. غافل از این‌که چه خطر‌هایی او را تهدید می‌کند، تصمیم به فرار می‌گیرد و… 
همنشین می‌شوم با صخره‌ها، با انسان‌هایی از جنس سنگ، سخت و محکم.
و چه بیهوده است تلاش‌های دریا که خود را به صخره‌ها می‌کوبد برای نرم‌ کردنشان.

مقدمه:

همنشین می‌شوم با صخره‌ها، با قلب‌هایی از جنس سنگ، سخت و محکم؛ خالی از احساس مثل صخره‌های

قطبی که همیشه یخ زده‌اند. هم‌چون کوه‌هایی که هیچ‌گاه نمی‌ریزند و در میان قلب‌هایی از جنس صخره، سخت

و محکم، دختریاست ازجنس دریا، پاک و زلال. دست تقدیرش رقم خورده که میان صخره‌ها اسیر باشد تا بر صورتش

سیلی بزنند. نامهربانی‌های صخره، از لطافت دریا چیزی کم نمی‌کند و او همیشه با قلب بزرگ و دریایی‌اش به زندگی

ادامه می‌دهد. 

گفتار نویسنده: 
خوانندگان عزیز، این رو نه فقط به خاطر کتاب خودم، بلکه به خاطر تمام نویسندگانی که زحمت می‌کشن و رمان خودشون

رو به صورت رایگان در اختیار شما قرار میدن عرض می‌کنم، لطفا از نقدهای تند بپرهیزید و اگر نقدی هست لطیف و سازنده باشه. با تشکر.
‎این رمان ممکنه کمی تلخ باشه؛ اما بسیاری از اتفاق‌های اون واقعیه و ما به وفور در جامعه‌مون می‌بینیم. ‎ممکنه روندش

کمی آروم باشه؛ اما با حال و هوای داستان سازگاره.
امیدوارم تا پایان مطالعه کنید و لذت ببرید.
‎یاحق 

قسمتی از داستان:

با دهانی نیمه‌باز فقط نگاهش می‌کردم، این مرد چه‌قدر مرا شگفت‌زده می‌کرد. دلم می‌خواست جلویش زانو بزنم،

دلم می‌خواست جلوی این مرد بشکنم و غرورم له شود؛ چرا که این آدم آن‌قدر بزرگ است که برایم تبدیل به یک بت شده است. فراتر از آن‌چه که در موردش فکر می‌کردم، فراتر از تصورم. شاید انسان بود، شاید هم یک موجود دیگر، هرچه می‌خواست

باشد؛ من با تمام وجود دوستش داشتم. حتی اگر دورترین ستاره بود، دست نیافتنی‌ترین خواسته‌ام بود. او هم یک صخره

بود؛ محکم و فتح‌نشدنی. دلم می‌خواست مانند دریا محکم به این صخره برخورد کنم و مقابلش فرو ریزم تا دیگر چیزی از

من باقی نماند و او تمام من شود.

مشخصات رمان

  • نام رمان: همنشین صخره ها
  • نام نویسنده: مهلا توانا(رویای من ) کاربر انجمن نگاه دانلود
  • ویراستاران: nilofar.gh
  • ژانر: عاشقانه.اجتماعی.درام
  • تعداد صفحه: 294
  • منبع تایپ: سایت نگاه دانلود



Source link

دکلمه صوتی غریب آشنا

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


دکلمه صوتی غریب آشنا با صدای الناز شاهملکی و به قلم مهدیه سعدی

در من از من یک غریب آشنا جا مانده است
یک پرستو , یک مهاجر , باز تنها مانده است

کوچ نزدیک است ولی شوقی برای کوچ نیست
این غریبه در قفس در گیر فردا مانده است

شوق پرواز پرستو ها به سوی آسمان
چشم های او به عشق ماه بالا مانده است

از خیال رخ مهتابی ماه دل باخت شهر
هم نبرد شهر در بند باز رسوا مانده است

یک جهان در پی خورشید می دود , دنبال نور
او نمی بیند جهانی غرق دریا مانده است

فلک از سوز صدایش چشم می بندد به اشک
غنچه هم با اشک او یک عمر زیبا مانده است

در قفس چیزی نباشد جز زنجیر دلی
کز برای بودنش درگیر رویا مانده است

کاش دست هم نوایی بشکند قفل قفس
او که با درد غریبی فکر حاشا مانده است

شب به شب افزون گشت , ایام هم با غم گذشت
یک غریبه در قفس بامن تنها مانده است

#غریب_آشنا
#مهدیه_سعدی

 

دکلمه صوتی غریب آشنا

 

 

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

 

مطالب پیشنهادی ما به شما

 

 



Source link

دانلود رمان من تکرار نمی شوم | رمان ایران

دانلود رمان من تکرار نمی شوم


دانلود رمان من تکرار نمی شوم

دانلود رمان من تکرار نمی شوم

دانلود رمان من تکرار نمی شوم

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان، به رمان ایران، بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید، افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان  جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم، رمان  جدیدی که روبروی آن هستید رمان من تکرار نمی شوم رمانی با ژانر عاشقانه و تراژدی است.  رمان من تکرار نمی شوم  که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم، توسط M_alizadehbirjandi کاربر انجمن نگاه دانلود به نگارش درآمده است . همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود رمان عاشقانه و دانلود رمان تراژدی جستجو کنید.

سرنوشت همان جمع و تفریق خاطرات است، همان لحظه‌هایی که دلمان می‌خواهد کمش کنیم و یا شاید هم ضرب که زیاد شود و ماندگار بماند.
این هم یک سرنوشت است. درست از جایی که خاطره فکر می‌کند در اوج خوشبختی‌ست و حقیقت زندگی به رویش لبخند زده، تلخی‌ها شروع به رشد می‌کنند و ریشه‌اش همه‌‌ی زندگی‌اش را در هم می‌تند؛ اما صبر، عشق می‌رویاند و لبخند.

قسمتی از داستان :


حال و احوال این روزهاش چیزی شبیهِ داغون گفتنش بود. نِی نِی چشم‌های پردغدغه‌ش رو به نمایش گذاشته

بود، درحالی‌که دل من براش غریبه‌تر از غریبه شده بود. پرده‌ی حریر سفید رو انداختم و لبخندم روی صورتم نقاشی

شد، شاید لبخندم اخمش رو خنثی می‌کرد. نذاشتم صدای چرخش کلید توی در، به گوشم برسه و زودتر از اون

دستگیره رو کشیدم.
-سلام آقا، خسته نباشی.
گره‌ی لای ابروهاش رو محکم‌تر کرد و گفت:
-سلام.
جواب دادنش همین قدربود، واسه به جا آوردن واجب بودن جواب سلام و شاید برای رفع تکلیف. کفش‌هاش

جلوی در لنگه به لنگه افتاده بود و این مرتب نبودنش یعنی بی‌حوصله‌ست. کفش‌هاش رو جفت کردم و

گذاشتمشون همون جای همیشگی.
-شامت آماده‌ست؟ 
تا چند وقت پیش حال و احوالی می‌پرسید؛ اما این چند وقته نه.
-تا شما دست و صورتت رو بشوری آماده‌ست. 
-نمی‌خوام، این قدر دستور نده.
صدای بلندش دلم رو تو سینه لرزوند؛ اما نذاشتم لبخندِ روی لبم بماسه، با خودم گفتم «کدوم دستور؟!»
-باشه الان شام رو می‌کشم. 
نگاهش با قدم‌هام پیش اومد، حرص خوردن‌های بلند و کش‌دارش رو که تبدیل به نفس شده بودن، حس می‌کردم و نمی‌فهمیدم وسط سختی چرا خودش رو شکنجه می‌کنه؟! 
دیس رو پُر از دون‌های سفیدی که عطر دم کشیدنشون تو هوا پخش شده بود، کردم. دست چپم دوباره به سمت

بی‌حالی می‌رفت؛ اما تو بشقاب سرامیکی سفتش کردم و تو دلم گفتم «حالا نه.»
کلافه موهاش رو چنگ می‌زد، بشقابی که پر کرده بودم رو جلوش گذاشتم و گفتم:
– سیاوش؟
سر بلند نکرد، نه من و نه چیدمان سفره‌ی امشبم رو ندید. کلافگیش انگار به حدِ اعلا رسیده بود، حتی با این‌‌که

چند روز گذشته بود هنوز از اون التهاب اولیه‌اش کم نشده بود.



Source link

قصه صوتی کودکانه سلطان شهربرنجک

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


قصه صوتی کودکانه سلطان شهربرنجک با اجرای حدیث نجفی

🍛سلطان شهر برنجک💭

یکی بود،یکی نبود.
یک دیس پر از برنج و عدس بود که آماده ی پختن شده بود.
یک برنج زرنگ از دیس بیرون پرید.

مورچه ای او را دید و با خود گفت:
جانمی!ناهار داریم ! برنج داریم!
غذا داریم! غذا داریم!

و برنج را برداشت.

برنج گفت:
من سلطان برنجکم!
پیش همه من تکم!
کجا می بری منو؟!
میخوای بخوری منو؟!

مورچه گفت:
منو ببخشید سلطان!
دارم نزنید قربان!

برنج گفت:
می بخشمت!با من به شهر برنجک بیا ، تو وزیر من میشوی.

بعد از مدتی سوسک ،موریانه ، پروانه ،عنکبوت،عدس و حشرات و خوردنی های دیگری با آنها به راه افتادند.

برنج گفت:
این جا خانه و قصر بسازید.

همگی خانه و قصر ساختند و تا ابد مدیون او بودند.
چون آن جا انسانی نبود که آنها را آزار دهد و خانه ها را خراب کند

 

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

 



Source link

دکلمه صوتی ماه آبان

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


دکلمه صوتی ماه آبان با صدای احسان بصیری آبان ، ماهِ خوبِ من ، تمام نشو ! تویی که مفهومِ حقیقیِ پاییزی … تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان ، خاطره انگیزی ! بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را بلد نیست ، و نبضِ تمامِ […]

نوشته دکلمه صوتی ماه آبان اولین بار در رمانکده | دانلود رمان | دانلود کتاب رمان عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی. پدیدار شد.



Source link

دکلمه صوتی آرامش

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


دکلمه صوتی آرامش با اجرای افسون غفائی و به قلم سید هیوا محمودی

سلام
من یہ آدم معمولیم
یہ آدم کہ از خیلی چیزاش زده
برای اینکه به یه چیز برسه
آرامش
میدونی
آرامش در معنای اول
زندگی خیلیا رو زیر و رو میکنه
ودر عوض
زندگی بعضیا رو
از این رو به اون رو میکنه..

حرفم اینه..

تویی که دنبال آرامش اجباری هستی ، بدون نه تنها دنیا رو توی دستای خودت نگرفتی
بلکه دنیا تو رو توی مشت خودش گرفته
وتو به غیر از یک راه نمی تونی خودتو نجات بدی!

تظاهر بہ آرامش.

میدونی چرا؟؟

چون منتظری زمان بگذره و
تو لااقل رنگ آرامش رو ببینی
اما یه چیزی هست..
خود همین انتظار ، آرامش
رو ازت می گیره

انتظار برای آرامش زیبا نیست.

پس منتظرش نباش
اونو همیشه ببین
ناخوشی هم خودش یه جوری پیدات می کنه
مثل آدمی نباش که بین
سه تاکوچه ی بن بست گیر کرده
ونمیدونه چیکار کنه!

توباید چشمای این آرامش رو بخونی..

شوخی بردار نیست
آرامش سراغ آدمایی میاد که
تظاهر به خوشی می کنن

همین الان آرامش توی دستاته
وداره دستات رو بہ آرومی لمس می کنه
پس معطل نکن
برو سراغش
نذار…؛ بـره.

هنوزم یہ آدم معمولیم
اما ،
بازهم آرامش توی دستام
زندگی می کنه.

زندگی…

دلنوشته:سیدهیوامحمودی

 

 

 

 

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

 

مطالب پیشنهادی ما به شما

 

 



Source link

دکلمه صوتی درد دوست داشتنی من

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


دکلمه صوتی درد دوست داشتنی من با اجرای شعله آزاد

این روزها تنها دوستِ من بالشتی است که شب ها با بی قراری سر برآغوش نرم اما سختش می نهم،
بالشتی که گنجینه ای از مروارید های اشک را برایم حراست میکند،
و وقتی سر بر آن می گذارم سفتی اش سرم را به درد می آورد!
اما قصور از آنِ من ست که درد هایم را در آن ریخته ام…
و دیگر از سفتی اش گلایه ای ندارم چراکه؛
اکنون صندوقچه ایست از خاطرات تلخ و شیرین روزگارم…
مروارید های اشکی که تلخی و شادی درآن نفهته مانده اند…
بالشتی مانند پر اما سنگین از دردم را در آغوش به سفتی می فشارم، درد هایم را با نهایت همدردی با دل مغموم خویش به اغوش می کشم، می خواهم با آن ها دوست بمانم، درد هایم را می گویم!
شاید از در دوستی وارد شدن کمی آن ها را نرم کند و پای خود را از بیخ گلویم بر دارند…
شاید دیگر نیمه شب ها به جان رنجور و پر زخم من ترکش نزنند،
و شاید برایم دوست واقعی شوند…
من، بالشت پَرقریم و درد هایی که باعث خونریزی خاطرات در مغزم می شوند.
سر می نهم بر گنجینه ی خاطرات و شب های بی رحم را که قلبم را ناجوان مردانه در چنگال پر ظلمت خود در هم می فشارند، به هوس صبحی دوباره از سر می گذرانم…

نویسنده: #نوشین_اصلانی 🖊

گوینده : #شعله_آزاد 🎤
کانال گوینده:
@beheshteroya

کاری از گروه هنری رمانهای صوتی

 

 

 

 

Update Required To play the media you will need to either update your browser to a recent version or update your Flash plugin.

 

مطالب پیشنهادی ما به شما

 

 



Source link

دکلمه صوتی نیمه شب

دانلود رمان عاشقانه و زیبای عاشق شدیم


دکلمه صوتی نیمه شب با اجرای غزل بهزادی نصف شبی از خواب پریدم،نفسم بالا نمی اومد،چند تا سرفه پشت سر هم کردم تا بلکه بالا بیاد این لامصب. نفس خیلی وقته رفته بود… چرخیدم سمت پنجره ی آبی …      

نوشته دکلمه صوتی نیمه شب اولین بار در رمانکده | دانلود رمان | دانلود کتاب رمان عاشقانه ، پلیسی ، تخیلی. پدیدار شد.



Source link