دل نوشته لبخند


دل نوشته لبخند

لبخند…روزگاری دوستم بود، همراه همیشگی‌ام بود، اما الآن…نه!
لبخند…چه واژه‌ی غریبی!
حتی یادم رفته است حالتش بر صورتم را، یادم رفته چین‌های حاصل از آن، کنار چشمانم را…!
امل مطمئنم روزی باز می‌گردد…
باز می‌گردد، اما همان روزی که از من فقط یک عکس نیمه خندان مانده و یک ربان سیاه رنگ در گوشه‌ی آن.

#هنگامه_دشتیانی



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *