دانلود دلنوشته طلوع دوباره ی من


دانلود دلنوشته طلوع دوباره ی من

 

 

مقدمه:

دانلود دلنوشته طلوع دوباره ی من _ اگر اشتباه نکنم،به گمانم شب می آید! باستاره شهاب، ابری تیره ،ماه کمانش ….همیشه سحری در راه است…تو هم می آیی؟ مثل سحر؟ کوله بارت چیست ؟ مهم نیست! فقط باش و بیا و طلوع دوباره من باش اندوهم را به لبخندی به دست شب ،هرچند سیاه بسپار فقط بیا و طلوع دوباره من باش…. 

 

این کتاب اختصاصی سایت یک رمان است.

 

 

پیشنهاد می شود

دانلود مجموعه دلنوشته عاشقانه بخوان دلم را

دانلود مجموعه دلنوشته غروب دل

دانلود مجموعه دلنوشته تمام تو

 

 

قسمتی از کتاب:

اشک است که این روز ها مهمان چشمان بی فروغ نا امیدم شده است!
چشمانی ک غم بی کسی را می توان در آن ها ،سطر به سطر، سیاه وتیره خواند.
یعنی میشود روزی بیایی؟
بیایی و اشک چشمانم را به خط زیبای سر انگشتانت محو کنی؟
غم و نا امیدی ام را از دست سیاهی شب به سحر لبخندت بسپاری؟
و با شروع صبحی دیگر، 
از من ،من دیگری بسازی؟
منی که این بار به جای خورشید در سپهر چشمانت طلوع خواهد کرد…
پرقدرت تراز قبل…

***

ماه من!
خورشیدی که هر لحظه در نگاهت جان میگیرد،
دلسوزانه میخواهد بگوید:
محوستارگان حسود اطرافت مباش!
اینان ماندگار نیستند،
ستارگان می آیند ویکی پس از دیگری میروند! 
تا وقتی سبب ساز طلوع عاشقانه ی من میشوی
و چون خورشید ی هستم که در آسمان چشمانت میدرخشدم،
چه حاجت به ستارگان چشمک زن بی حیا؟!؟

***

می مانم شبی بی آنکه بخواهم همجوار،
چشمه ای آرام در جنگل اندوه افکارم!
از توبرایش زمزمه میکنم که
می شود روزی بیایی و
اندوه ها ازبین روند ؟
درختان شکوفه دهند بی حساب ؟
پاییز از صفحه ی جنگل تاریک ذهنم پاک شود؟
وبا تو در جنگل افکارم همیشه بهار را مهمان کنم … 
توهم چون من منتظری که به خروش بیفتی؟ آری اشکهای جاری بیصدا؟…

 

 

پیشنهاد می شود

دلنوشته یه دل شکسته که دیگه درست نمیشه… میشه؟ | Shayna.t

دلنوشته رعد و تگرگ | zhila

دلنوشته حس من | سامیار زاهد 



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *