داستان کوتاه دفن عشق

همسر اجباری


داستان کوتاه دفن عشق به قلم فرشاد لوزعی

به نام خدا

 

داستان دفن عشق

 

گاهی درد ها گفتنی نیست و بلعیدنیست!

باید بلعید و زندگی کرد!

باید بلعید و دلی را نشکست!

باید بلعید و ذره ذره جان داد، به جای شکستن.

دست های یخ بسته ام را توی دست های بزرگ و مردانه ی، برادر مهربان تر از جانم می گذارم تا اطمینان حاصل کنم از بودنش.

با فشردن دستم به طرفم سر می چرخاند. با پلک روی هم گذاشتنش دلرگمم می کند.

بغض بالا آماده تا راه گلویم را می بلعم وسر می چرخانم، به طرف عشقی که کنار عروسش، دست در دست عروس سفید پوشش، لبخند می زند.

چشم می بندم. لبخندهای که روزی برای من بودند و ندای دوستت دارم و عاشقتم هایش، به آسمان می رفت! با خود تکرار می کنم…

– ترانه ی منی… عاشقتم، دوستت دارم. پا به پایم بمان. بهم فرست بده برایت آشیانه ای بسازم، پولی به جیب بزنم و خوشبختت کنم.

– امیدم من با تو خوشبختم! پول نمی خواهم! ثروت نمی خواهم! فقط خودت و خودت!

– ترانه زیبای دلم… باید یک جایی، برای داشتن همدیگر؛ داشته باشیم؟ توی خیابان که نمی شود خوابید.

قهقه می زنم و جوابش را می دهم.

داستان کوتاه دفن عشق

– ما خانه چادر داریم، چه طور هست توی طبیعت چادر بزنیم، به جای خیابان؟ من باشم تو؟ فقط خود خودت؟

با دست هایش، به حصار دست های قدرتمندش دچار می شوم. به سینه اش فشرده می شوم و صدای عاشقانه اش، نوازش گر گوش هایم می شود.

– تو لایق بهترین هایی. فقط یکی دوسال منتظرم بمان. برایت به جای چادر، کاخ می سازم و تاج سرم می گذارم.

چشم باز می کنم. با حسرت چشم می دوزم به نگاهی که، بعد از دو سال دیگر برای من نیست و برای دیگریست!

دانلود رمان پری دریایی نوشته فرشاد لوزعی

در دل زمزمه می کنم…

گاهی میان غصه ها باید بغض کرد و دم نزد!

بغض می کنم که حسرت می شود!

– ترانه بدو باران… بدو عاشقی…

– دیوانه ای امید! سرما می خوری!

– با تو دیوانگی رو دوست دارم.

– امید بس کن…

– تران بیا پایین از اون ماشین کوفتیت…

می چرخد و می خندد.

– تران من ماشینی می خرم که از ماشین تو، گران قیمت تر باشد.

مشتی زیر باران هواله اش می کنم. دیوانه من و تو که نداریم، ماشین مال هر دوتای ماست!…

– ولی اون با پول باباته… منم از داماد سرخانه بودن، متنفرم.

پوزخند می زنم. و به چرخیدن عروس دامادی که، دامادش روزی داماد من بود، غبطه می خورم.

از کجا آوردی این همه ثروت را؟… جز این که بالاخره داماد سر خانه شدی؟ پس دردت داماد سر خانه بودن؛ نبود!

دانلود رمان فریب خورده نوشته فرشاد لوزعی

ثروت هنگفتی بود که من نداشتم. نامزد عاشق پیشه ی من. رفیق شفیق برادری که الان با دیدنت زجر می کشد و دم نمی زند.

گذاشتی رفتی. عشقم رو به ارزانی فروختی!

صدایش مثل ناقوس مرگ، توی سرم تکرار و تکرار می شود.

– ترانه من نمی توانم باهات ازدواج کنم… این نامزدی باید بهم بخورد.

گاهی با عشق سرمست می شوی!

مستی گناه است، گناهی که ندانسته مرتکب می شوی!

سرمست نشو… بیگانه شو تا نسوزی!

با به کمر نشستن دست برادرم، به طرف در خروجی هدایت می شوم.

– خواهری من را ببخش، باید جلوی همکارانمان توی این جشن، حضور داشتیم.

جز لبخند اجباری به برادری دلسوز، چیزی ندارم.

دفن می کنم زیر خروارها خاک، عشقی که برای من نبود!

 

پایان:۱۳۹۷/۷/۲۷

نویسنده: ف: لوزعی

 

 



Source link

دانلود رمان سیمرغ ویژه رمان ایران

دانلود رمان سیمرغ


دانلود رمان سیمرغ ویژه رمان ایران

دانلود رمان سیمرغ

 دانلود رمان سیمرغ

به نام خدا ، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان ، به

رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید ،

افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان  جدید در خدمت شما بزرگواران

باشیم ، رمان  جدیدی که روبروی آن هستید رمان  سیمرغ، رمانی با ژانر عاشقانه و

اجتماعی است. رمان سیمرغ که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم ،

توسط m.medya کاربرسایت ۹۸IA به نگارش درآمده است .

همچنین برای دانلود رمان می توانید

به ادامه مطب رجوع کنید . شما می توانید این رمان را در دسته های

دانلود رمان ، دانلود رمان عاشقانه و دانلود رمان

اجتماعی جستجو کنید .

 

خواندن این رمان راپیشنهاد می کنم :

دانلود رمان خواهر شوهر 

 

خلاصه رمان :

نیلوفر بهرامی… دختری ساده ولی خودساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از

محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده ی جدیدی بسازه. آینده ای که آمیخته با اهداف و

آرزوهاشه!


به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگیه توش نداره. غافل از اینکه

همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بدِ زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم میزنه!

درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ سیمرغ رو

رقم میزنه! …پایان خوش

دیگر هوای برگرداندنت را ندارم!


در آسمانم برایت جایی نیست…


هر جا میخواهی برو!


فقط آرزو میکنم…


وقتی دوباره هوای آسمانِ من به سرت زد ؛

 دانلود رمان سیمرغ


آنقدر آسمان بگیرد که با هزار شب گریه آرام نگیری!


و اما من….


بر که نمیگردم هیچ ؛


عطر تنم را هم ازکوچه های پشت سرم جمع میکنم!


که لم ندهی روی مبل راحتی و


با خاطراتم قدم بزنی !!!

 

خواندن این رمان راپیشنهاد می کنم :

دانلود رمان سیاه قلب

دانلود رمان سیمرغ

♥جهت حمایت از رمان ایران در انجمن ثبت نام کنید♥ 

اینجا کلیک کنید 

نوشته دانلود رمان سیمرغ ویژه رمان ایران اولین بار در رمان ایران | دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه | رمان عاشقانه. پدیدار شد.



Source link

دانلود رمان غرور شکستم در مقابل غرورت

همسر اجباری


دانلود رمان عاشقانه غرور شکستم در مقابل غرورت به قلم فرشاد لوزعی

 

خلاصه

الینا دختری با جسه ی خیلی ظریف و قدی کوتاه، که به خاطر شش ماهه بودنش و همایت

نشدنش از طرف پدر، خیلی کوچک مانده.
این موضوع اون قدری روی الینا تأثیر منفی می گذارد که موجب گرفتن تصمیماتی، شاید احمقانه

می شود و دچار بحران عاطفی قرار می گیرد .
با دزدیده شدن الینا و همکاری کردنش با دزدها و اعتمادش به یک پیر مرد، چه ها به سرش میاد.

چه سر گذشتی تو انتظارشه! آیا واقعا با این کارش می تونه عاطفه پدرش رو در قبال خودش

تغییر بده؟ آیا پدرش تو این نوزده سال بی اعتنا و بی عاطفه بوده؟ در مقابل جبران این همه

تنهاییش الینا از پدرش چه در خواستی می کنه؟ عاشق چه کسی می شه؟ غرور خودش رو

می تونه حفظ کنه در مقابل عشقش؟ کدومش به خاطر عشق زیادش، غرورش رو می شکنه؟

 

 

دانلود رمان پری دریایی نوشته فرشاد لوزعی

دانلود رمان فریب خورده نوشته فرشاد لوزعی

قسمتی ار رمان :

به نام نامی نامان
همیشه خدا باید با ترس و لرز و نگرانی بخوابم. نمی دونم بابام، تا کی می خواد به این دیر برگشتن هاش و نیومدن هاش ادامه بده؟…
رو تختی رو سرم کشیدم و به زور چشم بستم.
با صدای بدی از خواب پریدم. باز هم صدای شکستن چیزی از بیرون اومد که جیغ بلندی کشیدم و سر جایم نشستم.
موبایلم رو از روی پایتختی بالای تختم چنگ زدم و با چشمای اشکی به ساعتش نگاه کردم.
دو نصف شب!
نکنه دزد اومده باشه؟ یعنی بابا هنوز نیومده؟ حالا چی کار کنم تنهایی؟ آخه خدایا چرا بابای من این قدر بی تفاوته؟ خوب منم دخترم، تنهایی می ترسم.
با آستین اشک چشم هایم روگرفتم. تا بهتر بتونم جلوی پام رو ببینم.
هراسان وبا ترس و لرز بلند شدم و به طرف در اتاقم قدم برداشتم. چراغ راهرو، فاصله ی اتاق من تا پذیرایی رو روشن گذاشته بودم که وقتی می رم دستشویی نترسم

 

عضویت در کانال سایت رمانکده اگر به هر دلیلی نمیتوانید فایلهای رمان رو دانلود کنید عضو شوید

دانلود داستان های نوشته شده از نویسنده های سایت رمانکده



Source link

دانلود رمان نوازش | دل آرا ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان نوازش


دانلود رمان نوازش | دل آرا ویژه نگاه دانلود

دانلود رمان نوازش | دل آرا ویژه نگاه دانلود

خلاصه:
رمان راجع‌به یه دختره… یه دختر که گذشته‌ش با دخترای دیگه خیلی فرق داره… زندگی دل‌آرا رو مردی

به اسم شروین به آتیش می‌کشونه… آتیشی که برای سال‌ها ردش روی زندگی دل‌آرا می‌مونه… اما

قراره با اومدن شهراد همه چی تغیر کنه… قراره دل‌آرا بفهمه که تو همه‌ی زندگیش داشته تقاص پس

می‌داده… تقاص کارهای پدرش رو… 
ممنون از نیلوفر عزیز بابت جلد رمان

دانلود رمان نوازش | دل آرا ویژه نگاه دانلود

پیشنهاد : دانلود رمان زوزه در مه جلد اول ویژه نگاه دانلود

نکته: سعی نکنین با خوندن اول رمان، آخرش رو حدس بزنین؛ چون قراره این‌جا متفاوت بنویسم.

مقدمه:

کاش معلمی بود و انشائی می‌خواست. «روزگار خود را چگونه می‌گذرانید؟» تا چند خطی برایش

درد و دل کنم.
حالم اصلاً روبه‌راه نیست. بغض دارم، بغضی خفه‌کننده. کسی می‌داند راه بالا آوردن بغض را آیا؟
خیلی سخت است همه تو را قوی بدانند و بنامند.
برای دیگران کوه باشی اما تو، تو دلت ذره ذره بشکنی و سرشار از حسرت باشی و نتوانی فریاد بزنی:
– بابا به‌خدا من هم آدمم ، دل دارم ، آرزو دارم، مگر می‌شود فراموش کرد گذشته را؟ یا چشم پوشید

از آرزوها؟ دلم برای خودم تنگ شده. کاش می‌شد ریموو کنم تلخکامی‌هایم را، غصه‌هایت که ریخت.

تو هم همهرا فراموش کن.

پیشنهاد :دانلود رمان آن شب سیاه | DENIRA کاربر انجمن نگاه دانلود

 دلت را بتکان، اشتباه‌هایت تالاپی می‌افتند روی زمین. بگذار همان‌جا بماند. فقط از میان اشتباه‌هایت،

یک تجربه را بیرون بکش. قاب کن و بزن به دیوار دلت. دلت را محکم‌تر اگر بتکانی، تمام کینه‌هایت هم می‌ریزد.
محکم‌تر از قبل بتکان. تا این‌ بار هم آن عشق‌های گربه‌ای هم بیفتد! حالا آرام‌تر و آرام‌تر بتکان تا خاطره‌هایت نیفتد.
تلخ یا شیرین چه تفاوت می‌کند؟ خاطره خاطره است. باید باشد، باید بماند. کاش می‌دانستی که

بی‌طاقتی‌ام هم از همین است.
زمانی که حرفی تلخ را بر زبان جاری می‌سازم و می‌خندم و تو دلگیر می‌شویی. چه‌قدر میان این

افکار سردرگمم. لـــــذت بودنت، ترس نبودنت، چشم‌های بی‌قراری که لحظه‌هارا می‌شمارد، صبوری

بی‌انتهای قلبکم طاقتم، هیچ‌کدام را نمی‌دانی و تنها حرفی تلخ را می‌شنوی که میان خنده‌های

تلخ‌ترم بر زبان جاری می‌شوند!

 

دانلود رمان نوازش | دل آرا ویژه نگاه دانلود

(3)میانگین امتیاز از(2)رأی(60%)




Source link

دانلود رمان یک نفر همیشه پیش تو میمونه

1Roman


دانلود رمان یک نفر همیشه پیش تو میمونه

 

 

خلاصه:

دانلود رمان یک نفر همیشه پیش تو میمونه _ تقدیر قلمش را به دست گرفت و داستانی را با یک پسر و دختر شروع کرد که بنا به دلایلی، با هم زندگی می‌کنند. شاید یک مسئولیت، یک اجبار، یک پیمان و یا یک حس تنهایی، زندگی این دو را به هم متصل کرده باشد. با این وجود، آیا پایان این داستان نیز به عشق ختم می‌شود؟! یا شخصیت‌ها عاشق کس دیگری می‌شوند؟! و یا…هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

 

این کتاب اختصاصی سایت یک رمان است

 

پیشنهاد می شود

دانلود رمان جدال نهایی (جلد پایانی رمان لیانا)

دانلود رمان سلطنت اغواگران

دانلود رمان طلوع آرامش

 

مقدمه:
آهای تو!
آری، باتوأم.
تو که تنها مانده‌ای!
تو که درمانده‌ای!
تو که زیر بار مشکلات خم شده‌ای!
تو که کسی را نداری!
تو که از همه ضربه خورده‌‌ای!
تو که دنبال کسی می‌گردی تا‌ همیشه پیشت بماند!
کمی به عقب برگرد…!
می‌بینی؟! همانجا!
او کسی است که همیشه، پیش تو می‌ماند…!

 

قسمتی از رمان :

یعنی زندگی یه آدم مزخرف‌تر از اینم میشه؟! همش مدرسه، خونه. گاهی وقتا، فقط گاهی وقتا هم می‌تونی چند ساعت بری بیرون اما بعد از اون دوباره مدرسه، خونه. هر دفعه هم می‌گم بعد از مدرسه با دوستام برم بیرون، تنها چیزی که نصیبم میشه یک چشم‌غره‌ی خفن و اخمای درهمه. کلا با بیرون رفتن من مشکل داره اما خب، از حق نگذریم با آدمایی که بهشون اعتماد داره، اجازه میده بیرون برم و خب این خیلی خوبه!
آروم سرم رو بالا میارم و زیر چشمی، دور و برم رو نگاه می‌کنم. این پسره دیگه کیه؟ منطقه‌ای که ما زندگی می‌کنیم، منطقه‌ای اصالت‌نشین و با کلاسه اما این پسر، قیافش به این حرفا نمی‌خوره

 

 

پیشنهاد می شود

رمان در پس یک پایان | روشنک.ا 

رمان مثل روز روشنه | aisan133 

رمان هوایی هوایت زمینی | غزل نارویی

رمان های پربازدید



Source link

دانلود داستان کوتاه جنایت های نیویورکی

1Roman


دانلود داستان کوتاه جنایت های نیویورکی

 

 

خلاصه:

دانلود داستان کوتاه جنایت های نیویورکی  _ کاراگاه جرمی هادسون، بازرس کارکشته اداره‌ی مرکزی پلیس نیویورک ، در این داستان ماموریت می‌یابد تا به همراه معاونش، الکس استیونسون، پرونده‌ی مرگ زن خانه‌داری را حل کند که مرگ مشکوکی در خانه‌اش داشته و…

 

این کتاب اختصاصی سایت یک رمان است 

 

پیشنهاد می شود

دانلود داستان کوتاه دوستِ من

دانلود داستان کوتاه فصل تلخ زمستان

دانلود داستان کوتاه آیینه جادویی

 

قسمتی از داستان :

بی‌صبرانه انتظار آمدنش را می‌کشید. قلبش از هیجان می‌تپید و در دلش، احساس خاصی داشت. وقتی در خانه باز شد، با خوشحالی جلو رفت و با صدای شادی گفت:
-سلام بن!
بن كه آثار خستگی از سر و رویش می‌باريد، با چشمان سرخش چند لحظه‌ای آنا را تماشا کرد؛ بدون ذوق سری برایش تكان داد و گفت: 
-سلام…
آنا از دیدن قیافه‌ی بی‌حال بن، دلسرد شد. فکر نمی‌کرد با دیدن استقبالش، همسرش باز هم آن قدر سرد و بی‌تفاوت برخورد کند. ولی باز هم تحمل کرد و بی‌توجه به آن برخورد، به او گفت:
-سالگرد ازدواجمون مبارک عزیزم!
بن دوباره سرش را تكان داد و بدون نگاه کردن به آنا، وارد خانه شد. حس بغض عظیمی در گلوی ظریف آنا، داشت خفه‌اش می‌کرد.

جلوی شکستن بغضش را به زحمت گرفت و به سمت آشپزخانه‌ی کوچک خانه رفت تا حداقل شام شب را از خطر سوختگی نجات بدهد. لبش را گاز گرفت و خودخوری کرد تا هیچ قطره‌ی اشکی از چشمانش پایین نیفتد. در همان لحظه، صدای عصبانی و بلند بن را شنید که داشت صدایش می‌زد و می‌پرسید:
-آنا! پس این بسته‌ی سیگار لعنتی من كجاست؟
از یادآوری چیزی که به خاطرش آمد، از ترس آب دهانش رو فرو برد و دم نزد. 

 

پیشنهاد می شود

داستان کوتاه یک قدم تا بدبختی | Shayna.t 

مجموعه داستان کوتاه دوربین گلی | meli770 , roro nei30 

مجموعه داستان کوتاه عشق و حسرت | مهدیه احمدی 

 

رمان های پربازدید



Source link