دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم


دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

 

به نام خدا ، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان ، به رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید ، افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان  جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم ، رمان  جدیدی که روبروی آن هستید رمان بگذار آمین دعایت باشم ، رمانی با ژانر عاشقانه و اجتماعی  است. رمان بگذار آمین دعایت باشم که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم ،توسط هانیه وطن خواه به نگارش درآمده است . همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطب رجوع کنید .شما می توانید اینرمان را در دسته های دانلود رمان ، دانلود رمان عاشقانه و دانلود رمان اجتماعی جستجو کنید .

خواندن این رمان ها را به شما پشنهاد می کنم :

 

دانلود رمان دالان بهشت

دانلود رمان خواهر شوهر 

 

خلاصه رمان:

 دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم یادت باشد دلت که شکست سرت را بگیری بالا…ت

لافی نکن…فریاد نزن…شرمگین نباش…حواست باشد دل شکسته گوشه هایش تیز است

…مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی…مبادا که فراموش کنی

روزی شادیش آرزویت بود…صبور باش و ساکت…بغضت را پنهان کن…رنجت را پنهان تر… …. پایان خوش

 

قسمتی از رمان :

صدای چرخ زمان می آید…صدای کفشدوزک های رهگذر می آید…صدای قناری پربسته میان راه

افتاده می آید…و…صدای قدم های تو می آید…تو که چه سنگین آمدی و چه سنگین ماندی و

چه سنگین…خواهی رفت؟تو نیز مرا تنها خواهی گذاشت؟تو نیز از من دل خواهی کند؟ببین…

ببین که چه رقت بار به زانو درآمده ام…ببین که چه رقت بار دلم از هجوم بی مهری هایت خون

گریسته است…ببین که چه رقت بار تسلیم می شوم…و…و تو چه سنگین میروی…
برو…
من اینجا تنها میمانم…
برو…
تو از من دل میکنی و من اینجا میمانم…
ولی بدان…
یه روز می آید…
یک روز می آید و تو در گردش زندگی جای مرا خواهی گرفت…
زمین هیچگاه بیهوده و بی هدف گرد نبوده است…
تو جای مرا میگیری…
تو رقت بار می شوی…
و من…
شاید سنگین شوم و از کنارت بگذرم…
شاید هم…
به شایدها دل خوش نکن…
این شایدهاست که مرا رقت بار کرده است…

کرد و من یه نیمچه لبخندی به اون همه نابلدی دور از انتظار زدم و با یه قدم بلند خودمو بهش رسونده کراواتو بی حرف به

دست گرفته با چند تا زیر و رو بردن دو طرف اون نوار نسبتا باریک بستمش و محکمش کردم و اون عطر تلخی که برام از

بچگی معنی حضورشو داشت رو به ریه کشیدم. امروز سه تا قرار

 

خواندن این رمان ها را به شما پشنهاد می کنم :

 

دانلود رمان گاهی عشق از پشت خنجر می زند

دانلود رمان سه تفنگدار شیطون 

 

♥جهت حمایت از رمان ایران در انجمن ثبت نام کنید♥ 

اینجا کلیک کنید 



Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *